نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶ قاآنی

قاآنی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه شیرین گفت خسرو این عبارت

که نبود وصل شیرین بی‌مرارت

سرم را در ره وصل تو دادم

که بی‌سرمایه صعب افتد تجارت

سزد گر زندهٔ جاوید مانم

که مرگ آمد ندیدم از حقارت

مرا تهدید کشتن چون کند دوست

به عمر جاودان بخشد بشارت

برون نه از دل سوزان من پای

که می‌ترسم بسوزی از حرارت

که دارد فرصت خونخواری تو

که صدتن می کشی از یک اشارت

به زلف و خال و خط بردی دلم را

سپه را حکم فرمودی به غارت

مجو در گریه قاآنی صبوری

که نتوان کرد در دریا عمارت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوقش اشاره دارد. شاعر در ابتدا بیان می‌کند که وصال محبوب بدون درد و رنج نمی‌باشد و او برای رسیدن به عشق خود تمام وجودش را فدای آن کرده است. شاعر به جاودانگی و زندگی پس از مرگ فکر می‌کند و از تهدیدات دوست نگران است. در ادامه به احساسات درونی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند از عشق خود فرار کند، چرا که ممکن است معشوق او را بسوزاند. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که تمام این احساسات او را در وضعیت رنج و دستبرد عشق قرار داده است. در واقع، شاعر در جستجوی آرامش در دل عشق خود است، اما دردی عمیق را تجربه می‌کند.