نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷ قاآنی

قاآنی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز ما صد جان وز آن لب یک عبارت

ز ما صد دل وز آن مه یک اشارت

دلا از چشم خونخوارش‌ حذر کن

که بی‌رحمند ترکان وقت غارت

به خون دل بسازم از غم دوست

قناعت کرد باید در تجارت

چو سنگ سختم آتش در درونست

تنم را زان نمی سوزد حرارت

از آن رو بی ‌تو چشمم کس‌ نبیند

که نبود بی‌تو در چشمم بصارت

به شادی بگذرانم بعد از این عمر

که غم جانم نبیند از حقارت

پس از قتل پدر شیرویه دانست

که شیرین دست ندهد بی‌مرارت

اگر از قاب قو سینت بپرسند

بفرما زان دو ابرو یک اشارت

تبه شد حال دل قاآنی از اشک

ز جوش سیل ویران شد عمارت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عشق، غم و جدایی می‌پردازد. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق صحبت می‌کند و به دشواری‌هایی که به دلیل عشق و فراق مواجه است، اشاره می‌کند. او به درد و رنج‌هایی که از این جدایی متحمل می‌شود، اشاره می‌کند و می‌گوید که در درونش آتش عشق می‌زند، اما ظاهراً نشان نمی‌دهد. شاعر همچنین به خطرات و آسیب‌های ناشی از عشق بی‌رحم و غیرقابل اعتماد اشاره می‌کند. در نهایت، او به وضعیت دلbroken و ویرانی که از اشک‌ها و غم‌های عشق به وجود آمده، اشاره می‌کند.