نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷ قاآنی

قاآنی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دوست دارم که مرا در بر خود بنشانی

شیشه را آن طرف دیگر خود بنشانی

هرکه نزدیک‌تر از من بتو زو رشک برم

شیشه را بایدت آنسوتر خود بنشانی

زینطرف جام دهی زانطرفم بوس و لبم

در میان لب جان‌پرور خود بنشانی

چهره گلگون کنی از جام و ز رشک آتش را

زار و افسرده به خاکستر خود بنشانی

چون نسیم سحرم ده شبکی اذن دخول

چند چون حلقه مرا بر در خود بنشانی

تا به کی اسب به میدان وصالت تازد

مدعی را چه شود بر خر خود بنشانی

ماه گردون سزدت تاج کله را چه محل

که ز اکرام به فرق سر خود بنشانی

کعبتین چشمی و من مهره چو نراد مرا

می‌زنی مهره که در ششدر خود بنشانی

مادرت حور بود غیرتم آید که به خلد

صالحان را ببر مادر خود بنشانی

دامن پاک وی آلوده شود قاآنی

ترسم او را تو به ‌چشم تر خود بنشانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر آرزوهای عاشقانه شاعر است. او می‌خواهد که معشوقش او را در آغوش خود بگیرد و به او نزدیک شود. شاعر حسادت و غم را در نزدیکی دیگران احساس می‌کند و ترجیح می‌دهد که معشوقش برایش ارزش بیشتری قائل شود. همچنین، او می‌خواهد در شرایطی قرار بگیرد که عشق و زیبایی را با هم تجربه کند و از معشوقش توجه و محبت ببیند. شاعر به زیبایی معشوق و جایگاه او در زندگی‌اش اشاره کرده و به نوعی به چالش‌های عشق و انتظارهایش از معشوق می‌پردازد. در نهایت، او از نگرانیش درباره‌ی پاکی و حجاب عشق و شرایطی که ممکن است به وجود آید، سخن می‌گوید.