شمارهٔ ۷۴ قاآنی
قاآنی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفت رندی با یکی در نیمروز
از در اندرز رمزی از رموز
که اگر در دور ناهموار چرخ
عیش یا غم بایدت بیدرد و سوز
دل منه در هیچ کار اندر جهان
کاین تعلق هست رنجی فتنهتوز
هرچه پیشت آید از دشوار و سهل
شو رضا بر هم مکش رخسار و پوز
چون درآیی با مغان خانه کن
چون درافتی با بتان خانه سوز
آنچه حاصل بینی از صافی و درد
بیتمجمج درکش و جان برفروز
وانکه حاضر یابی از زیبا و زشت
بیتعلل درجه و در وی سپوز
بر امید نسیه نقد ازکف مده
زانکه بر ریش طمع کارست گوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به گفتگو با یکی از رندان میپردازد و نکاتی از زندگی را بیان میکند. او میگوید که در دنیای پر تلاطم و ناهموار، انسان باید با دل آرام و بدون درد و غم زندگی کند. هرچه برایش پیش میآید، باید با رضا و خوشرویی برخورد کند و از ناملایمات نترسد. هنگامی که با جمع مغان و زیباییهای زندگی روبرو میشود، باید بیهیچ تردیدی به استقبال آنها برود و از لحظههای خوب لذت ببرد. همچنین شاعر هشدار میدهد که نباید بیش از حد به چیزها وابسته شد، چرا که طمع و دل بستن به چیزهای ناچیز میتواند باعث رنج و درد شود. در نهایت، او بر لزوم بهرهگیری از زیباییها و سختیها بیپروا تأکید میکند.