نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ قائم مقام فراهانی

قائم مقام فراهانی / جلایرنامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

جلایر در سواری اوستاد است

به اسب اندازی از رستم زیاد است

جرید افکن، تقلا زن، سواری است

تفنگ اندازی، و نیزه گذاری است

به پیش روی قیقاج و چپ و راست

زند گوئی به هر جائی دلش خواست

پیاده گشته خفته رو به بالا

به عون حضرت باری تعالی

به چنگی لوله، بر چخماق چنگی

قراول رفته، در پشت تفنگی

تفنگ آورده پهلوی بناگوش

که باشد جانب بالای سر، روش

نشان کرده کلاه یک قراگوز

که پشمش بد بسان پوست مرغوز

حلول اندر نشانه کرده گولی

مثال مذهب شیخ حلولی

سه باج اُقلو گرو از منشی نجد

ببرد و عالمی آورد در وجد

سواری نیزه دار از ایل گوران

ز نزدیکا سلیمان خان نه دوران

به میدان جلایر آمد آن روز

که گردد بر جلایر بل که فیروز

کهر جان هم چو آهو در دو آمد

جریدی ازجلایر پرتو آمد

به گوران خورد و گوران بر زمین خورد

معلق از جرید اولین خورد

کهر جان اسم خاص اسب بنده است

که خود از کُرّگی دل چسب بنده است

یکی اسب و دگر منقار قوشم

که شیهش مثل شهنازست به گوشم

صراحی گردن و خوش چشم و سرسخت

قلم باریک و سم گرد و کفل تخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف مهارت‌های سواری و اسب‌سواری می‌پردازد و شخصیت‌هایی را که در این حوزه مشهورند، معرفی می‌کند. او از جلایر به عنوان استاد سواری یاد می‌کند و به قدرت و توانایی‌های او در استفاده از جرید و تفنگ اشاره می‌کند. همچنین به توصیف اسب مخصوص خود با نام کهر جان می‌پردازد که ویژگی‌های خاصی دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و زنده، هیجان و زیبایی‌های جنگ و مسابقات سواری را به تصویر می‌کشد.