شمارهٔ ۱۹۸ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
بر دل نفس غمم سرآور
چون ناله مرا زمن برآور
یا پایه آرزو بیفزای
یا خواهش ما ز در درآور
عمری ز هلاک تلخ تر رفت
مرگی ز حیات خوشتر آور
دردی به شکست ما برانگیز
نی نی علیی به خیبر آور
بی کاری ما گدازش ماست
زخمی به تراوش اندر آور
وانگاه ز ما به عرصه حشر
چسبیده تنی به بستر آور
ور زان که به هیچ می نیرزیم
ما را بربای و دیگر آور
رنگین چمنی ز شعله آرای
ابراهیمی ز آذر آور
آثار سهیل از یمن جوی
خورشید ز طرف خاور آور
لبهای به شکر درفشان را
دلهای به غم توانگر آور
جانهای به راحت آشنا را
طوبی بنشان و کوثر آور
ای ساخته غالب از نظیری
ها قطره ربای گوهر آور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهایی که فرد تجربه میکند، میپردازد. شاعر از خداوند خواستار راحتی و پایان دردهای خود است و انتظاراتی از او دارد؛ از افزایش آرزوها تا آوردن کامیابی و آرامش. او زندگی را تلخ و مرگ را بهتر توصیف میکند و از خدا میخواهد که در زمان سختی به او یاری رساند. همچنین به کمکاری و ناکامیهای خود اشاره میکند و میطلبد که اگر او را به چیزهای بیاهمیت هم نمیبخشد، دست کم از آنچه برایش مهم است، دور نکند. در نهایت، شاعر از خدا میخواهد تا زیبایی و رحمت را نازل کند و او را از رنج و غم آزاد سازد.