شمارهٔ ۲۱۱ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خوشا حالم تن آتش بستر آتش
سپندی کو که افشانم بر آتش
ز رشک سینه گرمی که دارم
کشد از شعله بر خود خنجر آتش
به خلد از سردی هنگامه خواهم
برافروزم به گرد کوثر آتش
خنک شوقی که در دوزخ بغلتد
می آتش شیشه آتش ساغر آتش
دلی دارم که در هنگامه شوق
سرشتش دوزخ ست و گوهر آتش
به سان موج می بالم به طوفان
به رنگ شعله می رقصم در آتش
بدان ماند ز شاهد دعوی مهر
که ریزد از دم افسونگر آتش
دلم را داغ سوز رشک مپسند
مزن یارب به جان کافر آتش
چهارست آن که هر یک را از آن چار
بود از ناخوشی آبشخور آتش
قمر در عقرب و غالب به دهلی
سمندر در شط و ماهی در آتش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ احساسات شدید و عاشقانهای است که شاعر در آن به آتش و حرارت عشق اشاره میکند. او از حالتی توصیف میکند که در آتش عشق غوطهور است و میخواهد با استفاده از این حرارت خویش، آتش را بیشتر افروزد. شاعر به شدت احساسات و عشق خود را با شعلهها و دوزخ تشبیه کرده و میگوید که این آتش، هم دلی سوزان و هم شوقی عمیق به او میبخشد. در نهایت، او از چالشهای عشق و حسرتی که ممکن است در پی داشته باشد، سخن میگوید و میخواهد از این آتش لذت ببرد، حتی اگر دوزخی در انتظارش باشد.