شمارهٔ ۲۳۳ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بحر اگر موج زنست از خس و خاشاک چه باک؟
با تو زاندیشه چه اندیشه و از باک چه باک؟
فیض سرگرمی دور قدح می دریاب
برگریزست به دیماه اگر تاک چه باک؟
وحشتی نیست اگر خانه چراغی دارد
با دل از تیرگی زاویه خاک چه باک؟
حاش لله که درین معرکه رسوا گردی
با چنین خستگیم از جگر چاک چه باک؟
غافل این برق بر اجزای وجودم زده است
مر ترا از نفس گرم اثرناک چه باک؟
با رضای تو ز ناسازی ایام چه بیم؟
با وفای تو ز بی مهری افلاک چه باک؟
هان بگو تا خم زلفت بفشارد دل را
خون صید ار چکد از حلقه فتراک چه باک؟
دردم از چاره گریها نپذیرد تسکین
با چنین زهر ز دمسردی تریاک چه باک؟
کلک ما تا به کف ماست ز دشمن چه هراس؟
چون فریدون علم آراست ز ضحاک چه باک؟
طبعم از دخل خسان باز نه استد ز سخن
شعله را غالب از آویزش خاشاک چه باک؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نگرش شاعر نسبت به زندگی و چالشهای آن میپردازد. شاعر در استفاده از تمثیلهای طبیعی، مانند دریا و امواج، بر این نکته تأکید میکند که هیچ نگرانیای از مشکلات و سختیها وجود ندارد، زیرا با عشق و رضایت درونی میتوان بر آنها غلبه کرد. او به زیباییهای گذرا و خیالانگیز زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که در مواجهه با دشواریها و چالشها، باید آرامش و امید را حفظ کرد. به عبارتی، شاعر با نگاهی مثبت به جهان، بر اهمیت عشق و وفا تأکید میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند او را از پیشرفت و آرامش بازدارد.