نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۲ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رشک سخنم چیست؟ نه شهد هوس ست این

تلخابه سر جوش گداز نفس ست این

ای ناله جگر در شکن دام میفشان

سرمایه آرایش چاک قفس ست این

مستم، به کنارم خز و تن زن که درین وقت

هرگز نشناسم که چه بود و چه کس ست این

واعظ سخن از توبه مگو، این که پس از می

دست و دهنی آب کشیدیم بس ست این

تقوی اثری چند به عمر دگرستش

نازم می بی غش چه بلا زودرس ست این

با غیر نشایی و به ما نیز نیرزی

لیک آن گل و خار آمد و نسرین و خس ست این

لب بر لب دلبر نهم و جان بسپارم

ترکیب یکی کردن صد ملتمس ست این

شوری ست ز خواباندن جمازه به منزل

اما نه به دمسازی بانگ جرس ست این

داغ دل غالب به دوا چاره پذیرست

این را چه کنم چاره که مشکین نفس ست این

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از یک حس عمیق و پیچیده درباره عشق و زندگی صحبت می‌کند. شاعر احساسات خود را بیان می‌کند که در آن عشق و دلبستگی به معشوق، به‌صورت یک تضاد میان لذت و رنج جلوه‌گر می‌شود. او از جذبه و شوری که در وجودش به خاطر معشوق ایجاد شده صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که در این حالت نمی‌تواند به چیزهای دیگر فکر کند. شاعر به نقد مواعظ دینی نیز می‌پردازد و به این نکته اشاره می‌کند که وعده‌های توبه پس از نوشیدن شراب دیگر معنای خاصی ندارند. او همچنین بر اهمیت عشق و شوری که از آن ناشی می‌شود، تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و دلبستگی می‌تواند همه چیز را تحت‌الشعاع قرار دهد. در کل، شعر توصیف احساسات عاشقانه و درگیری‌های درونی شاعر است که با زیبایی و شعر به تصویر کشیده شده‌اند.