نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای روی تو به جلوه درآورده رنگ را

نقش تو تازه کرد بساط فرنگ را

از ناله خیزی دل سخت تو در تبم

در عطسه شرر مفگن مغز سنگ را

از عمر نوح، عرض برد انتظار و تو

در عرض شوق تاب نیاری درنگ را

داغم که در هوای سر دامن کسی ست

در خون من ز ناز فرو برده چنگ را

در بزم، می به جام زمرد نخورده ای

سنجد به دشت جلوه داغ پلنگ را

جوی گشاد شست ترا تا نمانده آب

کاندازه آورد رقم خشم و جنگ را

چون آبگینه ای به جگر در شکسته ایم

آن چشمه چشمه لذت زخم خدنگ را

در گوشه ای خزیده ز اندوه بی کسی

آن بر شکسته خلوت دلهای تنگ را

شوخی که خود ز نام وفا ننگ داشتی

بر باد می دهد به وفا نام و ننگ را

غالب ز عاشقی به ندیمی رسیده ایم

نازم شگرف کاری بخت دو رنگ را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و از تاثیر او بر زندگی و روحیه‌اش صحبت می‌کند. او از احساسات درد و شوقش می‌گوید و به دلتنگی و تنهایی‌اش در نبود معشوق اشاره می‌کند. شاعر به تضاد بین عشق و وفا تاکید می‌کند و نارضایتی‌اش از بی‌وفایی معشوق را بیان می‌کند. در پایان، او به عواطف عاشقانه و سرنوشت نامطمئن خود می‌پردازد و ناز و غم را به تصویر می‌کشد.