نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما لاغریم گر کمر یار نازکست

فرقی ست در میانه که بسیار نازکست

دارم دلی ز آبله نازک نهادتر

آهسته پا نهم که سر خار نازکست

از جنبش نسیم فرو ریزدی ز هم

ما را چو برگ گل در و دیوار نازکست

باناله ام ز سنگ دلیهای خود مناز

غافل قماش طاقت کهسار نازکست

زحمت کشید و آن مژه برگشت همچنان

ما سخت جان و لذت آزار نازکست

رسواییی مباد خودآرایی ترا

گل پر مزن که گوشه دستار نازکست

ترسم تپش ز بند برون افگند مرا

تاب کمند کاکل خمدار نازکست

از جلوه ناگداختن و رو نساختن

آیینه را ببین که چه مقدار نازکست

می رنجد از تحمل ما بر جفای خویش

هان شکوه ای که خاطر دلدار نازکست

از ناتوانی جگر و معده باک نیست

غالب دل و دماغ تو بسیار نازکست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نازکی و ظرافت عشق و معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او از حال خود سخن می‌گوید و می‌گوید که حتی در لاغری و نازکی نیز زیبایی و حساسیت وجود دارد. با نازکی معشوق، دل او نیز زخم‌های عاطفی می‌خورد و از شدت احساساتش نگران است. شاعر به تأثیر حرکات ظریف نسیم و زیبایی‌های احمدی معشوقه‌اش اشاره کرده و در نهایت می‌گوید که حتی ناتوانی‌های جسمی‌اش هم در مقابل دل نازک و حساس معشوق بی‌اهمیت است. همچنین، او نگران این است که زیبایی و جذابیت معشوقش باعث رسوایی او نشود. در کل، این شعر تمجید از لطافت و زیبایی عاطفی و جسمی عشق است و نشان می‌دهد که چگونه این حس به احساسات عمیق و نازک‌دلی منجر می‌شود.