نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۹ - خطاب الشمع مع النار قاسم انوار

قاسم انوار / انیس العارفین / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شمع چون پروانه را معدوم دید

گفت باآتش که:ای نور الفرید

یا قتیل العاشقین،یا ذوالکرام

یاقدیم النور، یامافی الظلام

مانده ام از جرم هستی شرمسار

جرم ما را محو کن پروانه وار

چون تن پروانه یک بارم بسوز

تاب جان دادن ندارم تا بروز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شمع که پروانه را دیده و نابود شده است، با آتش نورانی خود خطاب به معشوقش می‌گوید: ای کشته‌گان عشق، ای بزرگوار، ای نور قدیم، ای آنکه در تاریکی هستی. من از وجودم شرمنده‌ام و از تو می‌خواهم که گناه ما را مانند پروانه محو کنی. من تنها یک بار می‌سوزم و دیگر توان جان دادن ندارم.