نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بگذار ره صومعه، کان دور و درازست

بنشین بدر میکده، کان خانه رازست

چون بانگ نمازی نشنیدی تو درین کوی؟

گر گوش تو بازست همه بانگ نمازست

از خرقه و زنار و ز سجاده و تسبیح

مقصود نیاز آمد و دیگر همه نازست

هر جا که بود حسن بود عشق، ازین رو

محمود پریشان سر زلف ایازست

احصای ایادی تو هرگز نتوان کرد

عاشق همه اوقات بدرگاه نیازست

من باز سفید توام، ای مقصد و مقصود

چشمم همه اوقات بدیدار تو بازست

ای خسرو خوبان، نظری کن ز سرلطف

قاسم ز غم عشق تو در سوز و گدازست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایز میان عبادت‌های ظاهری و باطن پرداخته و بر این نکته تأکید می‌کند که راه اصلی شناخت حقیقت و رازهای وجود در عشق و تقرب به معشوق است. شاعر به جای پرداختن به مناسک و رسوم مذهبی، به میکده و عشق دعوت می‌کند و می‌گوید که اگر گوش آدمی باز باشد، صدای عشق و نیاز در همه جا شنیده می‌شود. او همچنین تأکید می‌کند که حقایق و زیبایی در عشق نهفته است و شخص عاشق همیشه در پی دیدار معشوق است. در نهایت، شاعر از معشوق خود درخواست می‌کند که نگاهی از سر لطف به او بیندازد، چرا که او در غم عشق زندگی می‌کند.