نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من اگر توبه شکستم کرمش موفورست

پیش دریای کرم توبه من محصورست

جرم بخشیدن و الطاف نمودن کرمست

چه توان گفت؟ که این واعظ ما مغرورست

یا از یار جدا نیست، چه شاید گفتن؟

زاهد شهر ازین قصه بغایت دورست

هرکه او بانگ «اناالحق » زدم یار شنید

شاه عالم شد و در هر دو جهان منصورست

گر بشمشیر غمت کشته شوم باکی نیست

هرکه شد کشته شمشیر غمت مغفورست

عالمی را همه آشفته و حیران بینم

همه در کار تو، گر مخلص، اگر مزدورست

قاسمی، سجده اخلاص کن اندر بر یار

هیچ شک نیست که طاعات چنین مبرورست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع توبه و رحمت الهی می‌پردازد. او بیان می‌کند که اگر توبه‌اش شکسته شود، رحمت خداوند همچنان فراوان است و توبه‌اش در دریایی از کرم محصور شده است. شاعر به مغروری و دوری زاهدان از حقیقت اشاره می‌کند و می‌گوید که هرکس به حقایق دست یابد، در دنیا و آخرت موفق خواهد بود. او تأکید می‌کند که اگر با عشق خدا کشته شود، نگران نیست چون کشته‌شدگان در راه عشق مغفورند. در نهایت، او عالم را آشفته می‌بیند و از مخلصان می‌خواهد که با اخلاص به پرستش یار بپردازند، چرا که این عبادت پاداشی عظیم دارد.