نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خدا را، ای مذکر، رحم فرما

ز حد بگذشت سرمای تو بر ما

زهر جا، هر که پرسد منزل اوست

همه جا گو، همه جا گو، گو همه جا

شدم مفتون زلفش، تا چه زاید

از ان زلف سیه، «اللیل حبلا»

اگر نوشیده ای، خوش باد وقتت

می صافی ز جام حق تعالا

ز جام شوق او مستیم و خوشحال

تتن تن، تن تتن، تن تن، تلالا

ز خود بگسل، بدو پیوند، کینست

بدین ما تبرا و تولا

چها میگوید آن صوفی خود کام؟

تعجب مانده ام باری در آنها

نصیبت چون ز جام عاشقان نیست

برو باده مپیما، باد پیما

چو قاسم از وجود خویشتن رست

شرابش ناب شد، جامش مصفا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به خداوند دعا می‌کند و از او می‌خواهد که رحم کند. او از سرمای سخت زندگی شکایت دارد و اشاره می‌کند که هر جا بروی، همه از خدا و منزلت او صحبت می‌کنند. شاعر به عشق خود و زیبایی زلف معشوقش اشاره کرده و از حال خوشی که با نوشیدن باده عشق به دست آورده، سخن می‌گوید. او از خود می‌خواهد که از دلبستگی‌های دنیوی جدا شود و به عشق الهی بپیوندد. در نهایت، او به حیرت از کلام صوفیانی می‌پردازد که درک عمیق‌تری از عشق و حقیقت دارند و به این نکته اشاره می‌کند که نوشیدن شراب عشق باعث رهایی و پاک شدن از خودخواهی می‌شود.