شمارهٔ ۱۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
طلوع پرتو حسنست در جهان، اما
خلاف مذهب و دین چیست؟ معنی اسما
بجان تو که هزاران هزار فرسنگست
ز شهر عالم صورت بملک «اوادنا»
جهان پرست ازین آفتاب عالمتاب
کجاست طلعت خورشید و چشم نابینا؟
ز شوق مستی عشق تو کف زنان گویم:
«تنن تنن، تنن تن، تلا تلا تللا»
خطا ز فعل خدا نیست، راه جهل مرو
ز چین ابروی خود اوفتاده ای بخطا
«یحبهم » ز خدا آمد، ای فقیه، مرنج
خلاف مذهب حق نیست، عشق بازی ما
بیمن دولت وصل تو قاسمی وارست
ز فکر سایه طوبی و جنت الماوا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و نور وجود معشوق میپردازد و تأملاتی درباره عشق و معنای آن دارد. شاعر از عشق به معشوق سخن میگوید و به زیباییهای عالم اشاره میکند. او میفرماید حتی اگر عشق به معشوق با باورهای دینی تعارض داشته باشد، همچنان این عشق حقیقی و خالص است. همچنین تأکید میکند که فهم این عشق فراتر از محدودیتهای دینی و مذهبی است و باید از جهل و نا آگاهی دوری کرد. در نهایت، شاعر به خوشحالی و سرمستی ناشی از وصال معشوق اشاره میکند و از آرزوهای بهشت و خوشبختی در این عشق یاد میکند.