شمارهٔ ۱۷ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
«کل من رام تف بوجه سما»
«رجع التف بوجهه ابدا»
چند ازین جهل را پرستیدن
تا بکی پیروی نفس و هوا؟
گر تو مردی بگو که: چندین چیست
نفی مستان حق علی العمیا؟
پادشاهان عرصه ملکوت
شاهبازان قرب «اوادنا»
در بحر محیط کن فیکون
جان مقصود و مقصد اقصا
رهبران خرد براه نجات
سالکان طریق صدق و صفا
باده نوشان جام «لم یزلی »
ماهرویان «احسن الحسنا»
حد ما نیست وصف این شاهان
«ربنا عافنا و ارحمنا»
حیف باشد که باز نشناسی
جوهر جان ز صخره صما
نشناسد ز جهل زاهد شهر
مهره خر ز لؤلؤی لالا
قاسمی هرچه هست ارادت اوست
«سیدی، ربنا، توکلنا»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به موضوعاتی چون حقیقت، شناخت و صفا اشاره دارد. شاعر با تأکید بر جهل و پیروی از نفس، از خواننده میخواهد که به جای اطاعت از هوا و هوس، حقیقت را بشناسد. او در مقایسه با پادشاهان و مستان حق، عشق و نزدیک بودن به خداوند را میستاید و به اهمیت شناخت جوهر وجود انسان اشاره میکند. در نهایت، شاعر خواهان رحمت و عافیت از خداوند است و بر ارادت به ساحت حق تأکید میکند.