نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۱ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

از تو به مقصود ره دور نیست

گر دل و جان غافل و مغرور نیست

از همه ذرات جهان ظاهرست

یار، اگر دیده دل کور نیست

جام من از خم قدیم خداست

باده ما باده انگور نیست

ذوق مناجات نیابی به دل

موسی جان چون به سر طور نیست

لاف «اناالحق » مزن ای مدعی

نشائهٔ تو نشائهٔ منصور نیست

مفتی ما فهم نکرد این سخن

لقمه باز از پی عصفور نیست

تا رخ چون ماه تو شد در نقاب

هیچ دلی نیست که مهجور نیست

هیچ دمی نیست که از شوق تو

در دل و جان عربده و شور نیست

قاسمی از درد تو دارد نصیب

بی رخ زیبای تو مسرور نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان نکات عرفانی و نامحسوس درباره حقیقت و عشق الهی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که اگر دل و جان انسان غافل و مغرور نباشند، راه به مقصد دور نیست. او تأکید می‌کند که همه چیز در جهان نشان‌دهنده‌ی عشق الهی است و اگر دل بینا باشد، این عشق را می‌بیند. شاعر از جامی سخن می‌گوید که از خداوند است و نه از انگور. او به نوعی اشاره می‌کند که برای درک واقعیات و مناجات باید درون را جستجو کرد و نباید به صرف ادعا اکتفا کرد. همچنین، او می‌گوید که هیچ دلی بدون شوق به معشوق نیست و همه از درد و شوق او رنج می‌برند. در نهایت، زیبایی معشوق است که انسان را شاد و مسرور می‌کند.