شمارهٔ ۱۸۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
پیش دوران طریقت این سخن مشهور نیست
رمز مستان معانی را نداند عقل دون
صیدبازان حقیقت در خور عصفور نیست
عشق مستست و بتیغ تیز میگوید سخن
پیش مستان حقایق این سخن مستور نیست
گر تو صید دفتر بخوانی از حدیث عاشقان
عشق و نام نیک هرگز مثبت و مسطور نیست
من ز اسرار خدا هرگز کجا گویم سخن؟
یوسفم در قید زندان، موسیم بر طور نیست
عاشقی را همتی باید بغایت بس بلند
عشقبازی در خور آن زاهد مغرور نیست
قاسمی، سر خدا با جان سرگردان مگو
کین سخن ها در خور کیخسرو و فغفور نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و معانی عمیق آن است. شاعر میگوید که عاشقان در جمع یار خودند و این موضوع عادی نیست. او تأکید میکند که عقل نمیتواند به عمق معانی عشق پی ببرد و فقط مستان واقعی میتوانند این رموز را در یابند. عشق به نوعی مستی است که خود گویای حقایق عمیق است و در این میانه، شاعر به محدودیتهای زبان و زبانزد عشق اشاره میکند. او میگوید که عشق و نام نیک هرگز در قالب یک نوشته قابل بیان نیست و برای عشق حقیقی، اراده و همتی بسیار بالا نیاز است. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید دارد که سخنهایی از اسرار الهی فراتر از درک عادی انسانهاست و در خور افراد خاصی است.