نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست

گرچه بیناست، ولی صاحب مرآتی نیست

پای در راه بعزت نه و تحقیق بدان :

قدمی نیست درین راه که آفاتی نیست

سعی سودی نکند، جهد بجائی نرسد

اگر از جانب محبوب مراعاتی نیست

سید ملک وجودست بنی نوع بشر

همچو انسان بجهان سید و ساداتی نیست

موسیا، طور معانی بحقیقت عشقست

که در آن طور ترا حاجت میقاتی نیست

هیچ شب نیست که از درد تو مشتاقان را

بر سر کوی غمت هی هی و هیهاتی نیست

غرق دریای حیاتم، بخدا خوش حالم

که مرا صورت تسبیح و عباداتی نیست

هرچه مخمور شدم ساقی جان جامم داد

خالی از شیوه تنبیه و کراماتی نیست

قاسمی، خرقه و تسبیح ندارد سودی

گر ترا در دل و جان سوز و مناجاتی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عمق و پیچیدگی عشق و حقیقت انسانی است. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی فقط نفی کند و در زندگی‌اش اثباتی نباشد، بی‌وجود و نابینا است، حتی اگر ظاهراً بینا باشد. او تأکید می‌کند که در مسیر عزت و حقیقت باید درک و فهمی وجود داشته باشد، زیرا هیچ قدمی در این مسیر بدون زحمت و مشکلات نخواهد بود. عشق به خدا و حقیقت انسان را به یاد سید بودن بشر می‌اندازد و اشاره دارد که معانی عمیق عشق هرگز به زمان و مکان محدود نیستند. همچنین، شاعر به غرق بودن در دریای زندگی و خوشحالی از بی‌نیازی به صورت‌های ظاهری عبادت اشاره می‌کند. در نهایت، او اشاره می‌کند که صرف داشتن ظواهر مذهبی بدون درک و احساس واقعی به هیچ دردی نمی‌خورد.