نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گریبان می‌درم هردم که: دامان درمکش از ما

که ما مشتاق دیداریم و رند و عاشق و شیدا

به چشم مست میگونت بگو: ای ترک یغمایی

که: آخر چیست مقصودت ز چندین غارت دل‌ها؟

ازان خورشید رخسارت سواد زلف یک سو کن

که مشتاقان به روز آیند از تاریکی شب‌ها

چنان در عشق یک رویم که گر تیغم رود بر سر

به روز امتحان باشم چو شمع استاده پابرجا

ز سر تا پا همه جانم، که غرق عشق جانانم

همه عشقست ارکانم، ز سر تا پا، ز سر تا پا

ز زلف دل پریشانست گفتم؛ گفت: عاشق را

شراب لعل می‌باید علاج علت سودا

ز قاسم عشق می‌بارد، ز واعظ زهد و رعنایی

که «بعدالمشرقین» آمد میان شیخ و مولانا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و شیدایی خود اشاره می‌کند و از دل‌آشفتگی ناشی از آن سخن می‌گوید. او به مخاطبش (که به طور خاص به یک دلبر ترک اشاره دارد) می‌گوید که این دلبر با زیبایی و چشم‌های مستش، دل‌ها را غارت می‌کند و او نیز از عشق و دیدار او بسیار مشتاق است. شاعر بیان می‌کند که عشق او به قدری عمیق و پایدار است که حتی در سختی‌ها و آزمون‌ها، همچون شمعی پابرجا باقی می‌ماند. او تمام وجودش را غرق عشق جانان می‌داند و بر این باور است که شراب عشق می‌تواند درمان درد دل‌های عاشقان باشد. در نهایت، به ارتباط میان عشق و مکتب‌های مختلف نیز اشاره می‌کند.