نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بسودای تو خوش حالیم و دلشاد

بدردت آرزومندیم و معتاد

چو عالم رابقایی نیست، خوش باش

بیا، می خور، که بربادست بنیاد

مدامم وقت خوش دارد بجامی

که ساقی را مدامش وقت خوش باد!

ندارد لذتی از زندگانی

دلی، کز فکر عالم نیست آزاد

بحسن ارشاد می فرمایدم عشق

ازین خوشتر چه باشد حسن ارشاد؟

زدست خوبرویان داد خواهم

الهی،داد ازین سنگین دلان، داد!

اگر افتاد قاسم در ره عشق

ملامت تا به کی؟ آخر چه افتاد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر شوق و خوشحالی شاعر به خاطر عشق است. او از درد و آرزوهای خود سخن می‌گوید و تاکید می‌کند که در عالم تنها بودن و تفکر در مشکلات باید دوری گزید و به خوشی‌ها پرداخت. شاعر از ساقی می‌خواهد که به او شراب دهد تا لحظات خوشی را سپری کند و زندگی را از زنجیرهای اندیشه‌های سنگین آزاد سازد. او همچنین به زیبایی عشق و پیام‌های ارشادی اشاره می‌کند و از سختی‌هایی که ممکن است در مسیر عشق پیش بیاید، ابراز نگرانی می‌کند.