نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی به من آور قدح پیر مغان را

تا تازه کند جودت او جوهر جان را

یک جام به من بخش از آن خم قدیمی

زان می که کند مست زمین را و زمان را

زان باده که در نشئه او آب حیاتست

زان باده که او جلوه دهد عین عیان را

زان باده که تا با نشد ازو طلعت خورشید

زان باده که سرمست کند پیر و جوان را

قومی که ازین باده چشیدند، درین حال

گفتند به مستی همه اسرار نهان را

ما را سخن از یار قدیمست درین راه

زین بیش مگویید حدیث حدثان را

قاسم، همه یارست به جز یار دگر نیست

روشن بود این نکته حریف همه‌دان را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی است. شاعر از ساقی می‌خواهد که قدحی از شراب قدیمی بیاورد تا او را سرشار از شادی و زندگی کند. او به ویژگی‌های خاص این شراب اشاره می‌کند که قادر است انسان را به حالتی مست و خوشحال آورده و به زندگی و زمان معنای خاصی ببخشد. در ادامه، شاعر اشاره می‌کند که کسانی که از این باده نوشیده‌اند، به رازهای پنهان دنیا پی برده‌اند و خواستار Bersemجردن در محبت و عشق به یار قدیم خود هستند و هیچ چیز دیگری را مهم نمی‌دانند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که در این عالم فقط یار واقعی ارزش دارد و این حقیقت برای همگان آشکار است.