شمارهٔ ۲۹۹ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در هیچ زمان غیر بدل راه ندادند
قومی که مریدند و گروهی که مرادند
آنها که کمالات و جمالات تو دیدند
بر خاک همه جبهه تسلیم نهادند
در صومعه و مسجد و می خانه رسیدیم
قومی ز تو غمگین و گروهی ز تو شادند
قومیکه دل و دین بهوای تو بدادند
آنها همه شادند، که از اهل رشادند
مستند بسودای تو در مسکن دلها
گر اهل بیاضند و گر اهل سوادند
این گنج نهان را،که نهادند درین کوی
بر هیچ کس این سر نهانی نگشادند
قاسم، چو ز اسرار تو رمزی بشنیدند
سلطان سلاطین و فریدون و قبادند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و ارادت به یک شخصیت یا معشوق خاص است. شاعر از گروههایی صحبت میکند که به خاطر محبت و جذبهٔ آن شخصیت، دل و دین خود را به او تقدیم کردهاند. در این میان، برخی افراد از عشق شاد و برخی غمگیناند. همچنین، اشارهای به مکانهای مذهبی و معنوی مانند صومعه و مسجد میشود که در آنجا افراد با کشش به سوی این شخصیت گرد آمدهاند. در نهایت، شاعر به گنجینهای اشاره میکند که در دل این عشق نهفته است و تنها به عدهای خاص آشکار شده است.