شمارهٔ ۲۹۳ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در هوایت عاشقان مستمند
روز و شب مدهوش و مست حیرتند
تا کجا خواهند رسیدن حال دل؟
هجر مشکل، یار ما مشکل پسند
یاد وصلش مس جان را کیمیا
خاک پایش چشم جان را سودمند
هرکه رویت دید نیکو بخت شد
وآنکه سودای تو دارد سربلند
گفته ای:از عاشقان رنجیده ام
تلخ چون شد،یارب،آن دریای قند؟
دور بودن از رفیقان تا به کی؟
جور کردن بر محبان تابچند؟
در ره او جان و دین و دل بباز
یاد دار از قاسمی این هر سه پند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانی میپردازد که در آرزوی وصال محبوبشان هستند. شاعر به توصیف حال پریشان و مدهوش عاشقان میپردازد که از دوری معشوق رنج میکشند و امید به وصال دارند. او اشاره میکند که یاد محبوب مایه تسکین جان است و تنها دیدن چهرهاش، خوشبختی را به ارمغان میآورد. همچنین، شاعر از تلخی عشق و فقدان رفقا سخن میگوید و به ضرورت فداکاری در راه عشق تأکید میکند. در نهایت، او به اهمیت یادآوری نکات اخلاقی و پندهای حاصل از عشق اشاره میکند.