نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند

عاشق کسی بودکه دل وجان فدی کند

فارغ شد از جهان، بحیات ابد رسید

هر جان معتقد که بعشق اقتدی کند

از معنی آمدن سوی صورت بدان که چیست

معشوق «الست » گوید و عاشق بلی کند

غافل مشو، که مایه ظلمات غافلیست

با یاد دوست باش،که جان را جلی کند

با یاد دوست از بد دشمن فراغتیم

با خود کند کسی که بعالم بدی کند؟

بیدار شو ز قده غفلت، که عشق یار

بعد از وفات قبر ترا مرقدی کند

حسنیست بی نهایت و لطفیست بی دریغ

هنگام فرصتست که قاسم کدی کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به اهمیت عشق و یاد محبوب اشاره می‌کند. وقتی یار با ناز برخورد می‌کند، عاشق باید جان و دل خود را فدای او کند. کسی که به عشق گرایش دارد، از دنیا فارغ شده و به حیات ابدی می‌رسد. یاد دوست، جان را روشنی می‌بخشد و انسان را از غافل شدن دور می‌سازد. عشق یار بعد از مرگ نیز ادامه دارد و قبر انسان را به مکانی با صفا تبدیل می‌کند. در نهایت، شاعر می‌گوید که عشق و لطف الهی بی‌نهایت است و باید از فرصت‌ها بهره‌برداری کرد.