نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بوی عشق از نفس باد صبا می آید

شادمانم که ازو بوی ولا می آید

باد از کوی تو می آید و ما خوشوقتیم

غم و اندوه گذشتست و صفا می آید

باد می آید و بر بوی تو جان می بخشد

راحت جان من رند گدا می آید

دل هر کس طرفی دارد و میل و هوسی

دل ما مست لقا، راه فنا می آید

یوسف از دیده یعقوب بناگه گم شد

ناله از جان و دلش وا اسفا می آید

نیست هشیار کسی، جمله یاران مستند

کز در میکده گلبانک صلا می آید

قاسمی، دور مشو، زانکه ز نزدیک و ز دور

همه جا نعره مستان خدا می آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حس عشق و شادی ناشی از آن اشاره دارد. شاعر از بوی خوشی که از باد صبا می‌آید، شادمان است و آن را علامتی از وفا و صفا می‌داند. باد به خانه ی محبوب می‌وزد و یادآور خوشی‌ها و بی‌غم بودن است. شاعر همچنین به عشق و جذابیت دل‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که دل هر کسی به سوی خواسته‌هایش می‌کشد. او به غم یعقوب برای از دست دادن یوسف اشاره می‌کند و ناله وی را بیان می‌کند. در نهایت، شاعر با اشاره به حالت مستی یاران، خبر از سرود و شادی در مقامی میکده می‌دهد و پیشنهاد می‌کند که همیشه نزد محبوب بمانند، زیرا عشق و سرور در همه جا وجود دارد.