شمارهٔ ۳۹۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر کسی مست و خرابست ز مستانش پرس
هر کرا جان و دلی هست ز جانانش پرس
عشق ایمان حقیقیست درین دیر فنا
هر که دعوی فنا کرد ز ایمانش پرس
دل، که از زلف پریشان دم آهسته زند
زود از آشفتگی زلف پریشانش پرس
هر که گوید که: به تحقیق و یقین انسانم
در میان سخن از جوهر انسانش پرس
هر که گوید که: بدان یار شناسا شده ام
رو بدو آور و از شیوه عرفانش پرس
عید و نوروز جهان جمله طفیل رخ تست
هر که دم می زند از عید ز قربانش پرس
داغ سودای تو دارد دل قاسم شب و روز
صورت حال دل از دیده گریانش پرس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی عشق و معرفت میپردازد و به ما یادآوری میکند که برای درک واقعی روح انسان و عشق، باید به سرچشمه و دلایل آنها توجه کنیم. او به بیان این نکته میپردازد که هر کس در حال مستی یا آشفتگی است، باید از مایة عشق و رابطهاش با معشوقش بپرسیم. همچنین اشاره میکند که عشق واقعی نشانه ایمان است و برای درک شخصیت واقعی هر فرد، باید به جوهر درونیاش مراجعه کنیم. شاعر همچنین تأکید میکند که عید و زندگی همگی به خاطر زیبایی و جلوه معشوق است و دلتنگی و اشکهای دل در پی عشق واقعی و آرزوی وصال اوست.