نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۱ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر کنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش

عاشقان را مژده ایام عید آمد بگوش

ماه نو را بر فلک دانی قران بهر چه بود؟

عید شد، یعنی ز جام زر شراب لعل نوش

می فروشی، هر چه هست، از خودفروشی بهترست

چند عیب می فروشان می کنی ای خودفروش؟

پرده از عیب کسان برداشتن نبود هنر

گر نیاری پاک شستن عیبشان، باری خموش!

هرزه گویی و جهان گردی نه کار عارفست

کیست عارف؟ رهرو بنشسته، سر تا پا بهوش

گرچه نتوانی به کوشش دامن مردان گرفت

کاهلی بگذار و چندانی که بتوانی بکوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان اهمیت عید و نو شدن می‌پردازد و با اشاره به هلال ماه نو، مژده‌ای به عاشقان می‌دهد. او اشاره می‌کند که عید، زمان نوشیدن شراب لعل و شادی است و از می‌فروشی که مشغول خودفروشی نیست، تمجید می‌کند. شاعر همچنین بر لزوم بی‌توجهی به عیوب دیگران تأکید می‌کند و می‌گوید که عیب‌جویی از دیگران بدون پاک کردن عیب‌های خود، هنر نیست. او به عارفان یادآوری می‌کند که بیهوده گویی و چرخ زدن در دنیا راه عارف نیست و بهتر است هر کسی به حد توان خود تلاش کند و کاهلی را کنار بگذارد.