نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۶ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از ما حکایت می و پیر و مغانه پرس

از زاهدان حکایت تسبیح و شانه پرس

اوراد جان ما همه مستی و عاشقیست

از صوفیان حکایت ورد شبانه پرس

از باده تو مست خرابیم و بیخودیم

افسانه زمانه ز اهل زمانه پرس

از دست رفته ایم و ز پا اوفتاده ایم

از مرد کار قصه این کارخانه پرس

با هر که خر بود سخن از پایگاه گوی

مرغان عشق را صفت آشیانه پرس

از دام و دانه فارغ و آزاد آمدیم

مرغ حریص را سخن از دام و دانه پرس

قاسم، بجاهلان سخن تازیان مگوی

از جاعلان سخن بسر تازیانه پرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی حالات مختلف انسان‌ها می‌پردازد و از حکایات و تجربیات مختلف صحبت می‌کند. شاعر به می و مستی اشاره کرده و از زاهدان و صوفیان حکایت می‌کند. او می‌گوید که ما در دنیای پریشان زندگی کرده و از دست رفته‌ایم. همچنین، شاعر به عشق و آزادی اشاره می‌کند و می‌گوید که از دام و دانه رهایی یافته‌ایم. او در نهایت تأکید می‌کند که نباید به حرف جاعلان و جاهلان گوش داد و باید به عمق معانی و تجربیات واقعی نگاه کرد.