نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

پهلوی خوانان غزل می خواند دوش

او بخود مشغول و جانها به خروش

در حقیقت جمله جانها یکیست

از حقیقت بر گرفتم روی پوش

عاشقان در جام می مستغرقند

از ملک آواز می آید بگوش

سالها شد راز می دارم نگاه

دیگ مردان سالها آید بجوش

بی طلب جستی، نشاید راه رفت

گر نه ای خضری، چو اسکندر بکوش

خرقها را در گرو کردن بمی

سهل باشد پیش رند باده نوش

قاسمی، عرش خدا را حصر نیست

مستوی هر جا باسمی بر عروش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احوال عاشقان و جان‌های مستغرق در عشق می‌پردازد. شاعر از حال و هوای غزل و دلکش بودن آن صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که همه جان‌ها در واقع یکی هستند. او عاشقانی را توصیف می‌کند که در می‌خانه غرق می‌شوند و رازها و معرفت‌ها را در دل خود دارند. همچنین مطرح می‌شود که برای جستجوی حقیقت، باید تلاش‌ کرد و از خواسته‌های دنیوی گذشت. در پایان، اشاره‌ای به مقام بلند خداوند و بی‌نهایت بودن او می‌شود.