نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۱ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای زلف و رخت میگون، ای دوست سلام علیک

وی شیوه تو موزون، ای دوست سلام علیک

کارم همه موزون شد، روی دل از آن سون شد

بر روی تو مفتون شد، ای دوست سلام علیک

دریا همه هامون شد، دلها همگی خون شد

جان جانب بیچون شد، ای دوست سلام علیک

دل شاه فریدون شد، از کوه بهامون شد

در صفوت ذوالنون شد، ای دوست سلام علیک

ساعات چو میمون شد، جان جانب بیچون شد

با باده گلگون شد، ای دوست سلام علیک

چون طبع تو موزون شد، راه تو از آن سون شد

ساعات تو میمون شد، ای دوست سلام علیک

قاسم ز چه موزون شد؟ حال دل او چون شد؟

در عشق تو مجنون شد، ای دوست سلام علیک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت دوستش اشاره می‌کند و با لحنی عاشقانه سلام می‌فرستد. او می‌گوید که زیبایی دوستش، همه چیز را در زندگی‌اش موزون و هماهنگ کرده است و دلش به خاطر عشق به او به شدت تحت تأثیر قرار گرفته. شاعر به وضعیت دلش و احساساتی مانند غم و شادی اشاره می‌کند و در نهایت بیان می‌کند که عشقش به دوستش او را همچون مجنون کرده است. این شعر نمادی از عشق عمیق و تأثیر آن بر زندگی شاعر است.