نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر بر خاک کویت گرد گردم

یقین کز خاک کویت برنگردم

ز بیم هجر و از فکر جدایی

همه شب تا سحر با آه و دردم

نشاید عشق پنهان داشت از خلق

گواهی میدهد رخسار زردم

ز صهبای فنا جانم شود مست

اگر صحرای هستی در نوردم

ره عاشق بجز راه فنا نیست

ازین هیبت نمی شاید زدن دم

صفت هایت صفت های خداییست

چه جای قصه حوا و آدم؟

دو عالم باخت قاسم در زمانی

ازین معنی همی خوانند رندم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن از عشق و دلتنگی خود نسبت به کویت سخن می‌گوید و از این که اگر بر خاک کویت باشد، هرگز از آنجا برنخواهد گشت، زیرا دلش به خاطر جدایی و فراق می‌سوزد. او می‌گوید که عشق را نمی‌توان پنهان کرد و چهره‌اش نشانه‌ای از غم و درد اوست. همچنین اشاره می‌کند که حقیقت عشق، راهی به جز فنا ندارد و ویژگی‌های محبوبش را معصومانه و خدایی توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به یک تجربه عمیق از عشق اشاره کرده و به رنج و لذت‌هایی که با آن همراه است، می‌پردازد.