نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۶ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم

جز روی خوشت مشرق انوار ندیدیم

بردیم ببازار جهان گرامی

غیر از غم عشق تو خریدار ندیدیم

مطلوب کسی نیست بغیر از تو درین راه

وین طرفه که غیر تو طلب کار ندیدیم

از ظلمت و از نور گذشتیم بیک بار

غیر از تو کسی عالم اسرار ندیدیم

بردار تو منصور عجب گفت که: هیهات؟

دیار بغیر از تو درین دار ندیدیم

در صومعه و دیر مغان هیچ کسی را

بی یاد تو در خرقه و زنار ندیدیم

خود کشته ای قاسم را، خود تعزیه داری

ای یار، بعیاری تو یار ندیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دلدادگی اشاره دارد و می‌گوید که در همه جا فقط زیبایی معشوق را دیده و هیچ چیز دیگری جذابیتی برایش ندارد. او به بازار دنیا رفته اما تنها غم عشق را خریداری کرده. شاعر هیچ دوست و مطلوبی جز معشوقش نمی‌شناسد و تأکید می‌کند که در هیچ جای دنیا، کسی به بزرگی و رازهای معشوق نیافته است. حتی در مکان‌های مذهبی مثل صومعه و دیر هم، از یاد او غافل نبوده‌اند. در نهایت، او معشوقش را ستایش می‌کند و می‌گوید که فقط اوست که به درک عمیق عشق و معانی حقیقی رسیده است.