نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما عاشق و رند و پاکبازیم

در قبله عشق در نمازیم

در سوز بمانده ایم چون عود

در چنگ غمیم، تا چه سازیم؟

تا ذره ای از وجود باقیست

در بوته عشق می گدازیم

ما را سگ کوی خویشتن خواند

شاید که بدین شرف بنازیم

هرچند حبیب ناز دارد

ما معتکف در نیازیم

رندیم و قمارباز، اما

در ششدر عشق کژ نبازیم

بر جان چو ارغنون قاسم

صد پرده راز می نوازیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و دلدادگی عمیق می‌پردازد. شاعر خود را عاشق و رند معرفی می‌کند و به پاکی و سوزی که در دل دارد اشاره می‌کند. او در جستجوی عشق، با وجود مشکلات و چالش‌ها، همچنان در مسیر عشق ایستادگی می‌کند. شاعر احساس می‌کند که به نوعی در کوی عشق، همچون سگ وفادار است و به این وفاداری می‌بالد. همچنین به نوعی تضاد در زندگی خود اعتراف می‌کند؛ گرچه رند و قمارباز است، اما در عشق همواره بخیل و با احتیاط عمل می‌کند. در نهایت، او به نوازش دل‌های دیگران و رازهای عمیق زندگی اشاره می‌کند.