نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هزاران بحر در دردانه دیدیم

درخت کون را در دانه دیدیم

سحرگاهی بدان حضرت رسیدیم

بر آن در حاجب و دربان ندیدیم

حجابات جهان درهم شکستیم

همه تقلید را افسانه دیدیم

ظهور آفتاب طلعت دوست

میان کعبه و بت خانه دیدیم

چو می خانه مقام شور و مستیست

سریر سلطنت می خانه دیدیم

گذر کردیم بر کوی ملامت

همه عاشق، همه فرزانه دیدیم

چو قاسم در جهان جان نظر کرد

یکی شمع و همه پروانه دیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این قطعه شعر، شاعر به توصیف تجربه‌های عرفانی و معنوی خود می‌پردازد. او به مشاهده زیبایی‌های عالم هستی و عمق درد و رنج‌ها اشاره می‌کند و از درخت وجود که به دانه‌هایی پر معنا تبدیل شده، سخن می‌گوید. شاعر در سحرگاهی به وصالی با محبوب رسیده و در آنجا از موانع و حجاب‌های دنیوی عبور کرده است. او نور حقیقت را در میان نمادهای مختلف، مانند کعبه و بتخانه، مشاهده می‌کند. در میخانه، نیروی شور و مستی را در مقام سلطنت می‌یابد و در کوی عاشقان، عشق و دانش را در برابر خود می‌بیند. در نهایت، شاعر به تجلی عشق و شمع و پروانه بودن در این جهان اشاره می‌کند.