شمارهٔ ۴۹۷ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتن
این خانه را به وشتن گلشن کنید، گلشن
یارم ز در درآمد، با حسن و زیب و با فر
گفتم وفا نداری، خندید و گفت:«سن سن »
ای پادشاه جانها وی راحت روانها
اول «سنی سیورم » آخر «سنی سیورمن »
در خانقاه صورت، در گوشه های معنی
هم بوده ایم با تو در دیرهای ارمن
من مست عشق یارم، مشتاق آن نگارم
از من مپرس، باری، اوصاف عشق ذوالمن
ای دل حیات خواهی؟ روی نجات خواهی؟
این عشق ایزدی را دیدن کنید، دیدن
قاسم، خیال بازی، در حالت نیازی
یک دم قدم برون نه زین خانه ملون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شوق به یار است. شاعر از ورود یار به خانهاش و زیبایی او میگوید و به وفاداری یار اشاره میکند. او همچنین به درد و شوقی که از عشق احساس میکند اشاره میکند. شاعر اصرار دارد که برای دستیابی به حقیقت و عشق الهی، ارتباط با معنویات و سیر و سلوک در خانقاه ضروری است. در نهایت به زیباییهای عشق و نیاز انسانی اشاره میکند و از خود میپرسد که چگونه میتوان به عمق این احساسات دست یافت.