نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای نور دل و دیده وای زبده اعیان

باری گذری کن بسر چشمه حیوان

او آب حیاتست، ازو چاره نباشد

او قبله جانست، ازو روی مگردان

میل تو بمستیست، زهی لذت مستی!

چشمان تو مستند، خوشا حالت مستان!

تا روی تو دیدم ز سر شوق و مودت

تا عرش رسانید دلم قهقه جان

عشق تو خمارست و لبت ساقی جانها

زلفت شب قدرست و رخت شمع شبستان

با عقل مگویید حکایت ز فراغت

از عشق مپرسید حدیث سر و سامان

مشغولی هر دل بهوایی و ولایی

در حسن جهانگیر تو قاسم شده حیران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره می‌کند و از آن به عنوان نور دل و چشم یاد می‌کند. او معشوق را آب حیات و قبله جان می‌داند و از شوق و مستی ناشی از عشق او صحبت می‌کند. شاعر توصیفاتی از چشمان معشوق و اثراتی که بر قلب و جانش می‌گذارد، دارد و به نوعی پیوند عمیق و عاطفی خود را با معشوق بیان می‌کند. در نهایت، او به حیرت و شگفتی خود در مقابل زیبایی‌ها و جذابیت‌های معشوق می‌پردازد و اشاره می‌کند که هر دلی در عشق او مشغول و گرفتار است.