نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

دل با تو نظر دارد، اما نظری پنهان

ای مایه شادیها، ای دولت جاویدان

در جمله جهان گشتم، خوبان جهان دیدم

آنیست ترا، ای جان، برگوی: چه چیزست آن؟

می پویم و می مویم، پیوسته همی گویم :

یا رب، تو کرم فرما این درد مرا درمان

این توبه و زهد ما دانی بچه می ماند؟

دشوار بود بستن، بشکستن آن آسان

در عقل تمناها، در عشق تو لاها

ای دوست، بیابنشین، جامی بده و بستان

دوری منما از ما، رو دیده دل بگشا

تا نور یقین بینی در عین همه اعیان

آنجا که خدا باشد صد عیش و ولا باشد

حیران بچه می مانی؟ ای قاسم سرگردان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احوالات عاشقانه و longing شاعر به معشوق است. او به جستجوی معشوق در همه جهان می‌پردازد و به این نکته اشاره می‌کند که عشق و آرزوهای او در برابر آنچه که برایش مهم است، یعنی معشوق و لطف خدا، ناچیزند. شاعر از درد و رنجی که به خاطر دوری از معشوق تحمل می‌کند، سخن می‌گوید و از خداوند کمک و درمان می‌طلبد. در پایان، به ارتباط نزدیک با خداوند و عیش و خوشی در نزد او نیز اشاره شده است. شاعر به دنبال روشنی و یقین از طریق عشق است و حس می‌کند که با دوری از محبوب، سردرگم و حیران شده است.