شمارهٔ ۵۱۷ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز خوبان عربده خوش باشد، ای جان
بیا با عربده در بزم مستان
ز جام حسن خود صد باده خورده
وزان زلفین مشکینش پریشان
پیاله برکف و تسبیح همراه
می و تسبیح در یک دور گردان
من از می و مست و زاهد مست تسبیح
بسی راهست از واجب با مکان
مرا گویند: سامانی طلب کن
من از سر فارغم، چه جای سامان؟
اگر چشمت شود روشن ببینی
بسی راه از خدا خوان تا خدا دان
خدا خوان گر خدا دان شد بتحقیق
بموری داد حق ملک سلیمان
بجان و دل شود تسلیم این راه
اگر بوذر ببیند نور سلمان
غنی شد قاسمی، آخر سبب چیست؟
گدایی کردن از کوی کریمان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و خوشی موجود در بزم و مینوشی اشاره میکند. او از می و تسبیح سخن میگوید و میخواهد از زهد و دینداری فاصله بگیرد. شاعر میگوید که اگر کسی چشمانش را باز کند، میبیند که راههای زیادی از خدا به خدا وجود دارد. او بر این باور است که کسانی مانند بوذر و سلمان با رسیدن به نور الهی، تسلیم این مسیر میشوند. در نهایت، تأکید بر این است که از نزد خداوند، به کسانی که در کوی کریمان هستند، نیازی به گدایی نیست و این خود یک غنیمت است.