شمارهٔ ۵۲۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
«کل یوم هو فی شان » ز چه کردند بیان؟
یعنی: اوصاف کمال تو ندارد پایان
جلوه حسن ترا غایت و پایانی نیست
هر زمان صورت دیگر شود از پرده عیان
خیره گشتند درین طلعت و حیران ماندند
در تماشاگه عین تو، عیون اعیان
«الله الله » ازان منطق موزون لطیف!
«الله الله » ازان لطف معانی و بیان!
باده یک، جام یکی، شیوه هریک نوعی
مگر این مشکل ما کشف کند پیر مغان
سید ملک ابد، واقف اسرار ازل
کیست درملک و ملک؟ حضرت انسان، انسان
طالب راه خدا کیست درین بحر عمیق؟
آنکه معطوف کند جانب مقصود عنان
تا سبک روح شوم، تازه حیاتی یابم
هله! ای ساقی جانها،بده آن رطل گران
قاسم، از عین یقین گوهر خود را بشناس
عارف سر قدم، منبع عین عرفان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف کمال و زیباییهایی میپردازد که در هر لحظه از وجود خداوند یا محبوبی از آن سخن به میان آمده است. شاعر مطرح میکند که اوصاف کمال الهی پایانی ندارد و جلوههای زیبایی او همواره در حال تغییر و تجلی است. تماشاگران در مواجهه با این زیبایی حیران و خیرهماندهاند. همچنین به زیبایی زبان و لطافت معانی و بیان اشاره دارد و بهطور خاص به نوشیدن باده و جستجو در راستای کشف حقایق عمیق زندگی میپردازد. در آخر، شاعر به دنبال آگاهی و شناخت عمیق از خود و حقیقت هستی است و از ساقی میخواهد که نوشیدنی روحبخش را به او بدهد تا به تجدید روح و جان بپردازد.