شمارهٔ ۵۲۶ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر شیر نه ای، بگذر ازین بیشه شیران
کاغشته بخونند درین کوچه دلیران
ای خواجه، قدم در حرم عترت ما نه
تا رای تو روشن شود و روی تو تابان
در بادیه عشق تو حیرت زدگانیم
حیران تر از آنیم که گویند که: حیران!
زاهد چه خبر داری از احوال دل ما؟
در لجه بحریم و تو در ساحل عمان
ما با غم خویشیم و تو با غصه خویشی
این بخش قلندر بود و راه بیابان
هم مرکب مقصود بمنزل برسانند
آنها که ندارند درین راه غم جان
زاهد، برو از کوچه رندان، بسلامت
ما مرد وصالیم، مگو قصه هجران
در کوچه عشاق، چو آیی، بادب باش
مستان خرابند، مگو از سر و سامان
گفتم که: غریبم، پس ازان پیر و فقیرم
گفتند که: برنا شوی از همت پیران
در کوی تو سیلاب سرشکم مددی کرد
تا لاله و ریحان دمد از جودت باران
ما ره بتو داریم بهرحال که هستیم
ما بنده روی تو، ز ما روی مگردان
ای قاسم، اگر کعبه مقصود مرادست
در راه حریرست همه خار مغیلان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با مضامین عشق و معرفت سروده شده است. شاعر به زیبایی به مخاطب خود میآموزد که اگر توانایی و شرایط لازم را برای ورود به عالم عشق و وصال ندارد، بهتر است از آن دور بماند. او به زاهدان نیز یادآوری میکند که از حال دل عاشقان بیخبرند و نمیتوانند درد آنها را درک کنند. شاعر به سختیها و غمهای عاشقان اشاره میکند و از زیبایی و جذبهای که در عشق وجود دارد، سخن میگوید. او در نهایت بر اهمیت حضور و توجه به عشق و معشوق تأکید میکند و از زاهدان میخواهد که از تصورات دور و بیخبر از دلمردگان فاصله بگیرند.