نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

تو محیطی و دیگران همه جو

همه را روبتست، از همه رو

تا سر مویی از تو برجایست

نبری ره بدوست، یکسر مو

با همه همدمی و هم نفسی

همه جویان که : دوست کو، کو، کو؟

جمله در جمله است فی الجمله

همه را گر بجویی، از همه جو

نیل مقصود در فنا آمد

سر بنه، جان بنه، بهانه مجو

گر تو غواص بحر تحقیقی

در بدریا طلب،مجو از جو

گر تو بیمار عشق جانانی

قاسمی، « لاطبیب الا هو »

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع جستجوی دوست و عشق می‌پردازد. او می‌گوید که در میان جمعیت و تعاملات اجتماعی، اگر حتی نگاهی به خودت بیندازی و از دیگران فاصله بگیری، به هیچ‌وجه نه می‌توانی دوست را پیدا کنی و نه به هدف نهایی خود برسی. او تأکید می‌کند که اگر در جستجوی حقیقت و عشق هستی، باید تمام وجودت را به کار بگیری و به دنبال آن در عمق وجود خود بگردی، زیرا تنها در این حالت می‌توانی به مقصد واقعی دست یابی. شاعر به نوعی از درک عمیق و غوطه‌وری در عشق و حقیقت صحبت می‌کند و می‌گوید تنها منبع درمان درد عشق، خود عشق است.