نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سو

تا فانی مطلق نشوی دل نبرد بو

چون مست شدی مسکن جان، لجه دریاست

هشیار شدی، جانب بحر آ، ز لب جو

آن ماه جهان از همه رو ظاهر و پیداست

چون فاخته تا چند زنی نعره که: کو،کو؟

گر یار ندیدیدی، بطلب در همه جایی

تا یار نبینی نشود کار تو نیکو

میزان خدا عقل شریفست درین راه

گر تو سبک آیی نبود عیب ترازو

من عاشق آن روی دل افروزم و حیران

زاهد دهدم توبه ز روی تو،زهی رو!

قاسم، دل و جان ره نبرد جانب مقصود

تا نشنود از لطف ازل بانگ «تعالوا»!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن از شعر حافظ است که به مضامین عشق و عرفان اشاره دارد. در بیت‌های این شعر، شاعر به زیبایی و عطر دل‌انگیز معشوق اشاره می‌کند و از گم شدن در عشق سخن می‌گوید. او به مستی ناشی از عشق و جستجوی معشوقی می‌پردازد و بیان می‌کند که تا زمانی که معشوق را نیابد، کارش نیکو نخواهد بود. همچنین تأکید می‌کند که عقل باید در این مسیر به عنوان معیار عمل کند و در نهایت به عشق و عشق‌ورزی به معشوق اشاره دارد، حتی اگر زاهدی به او توبه کند. در نهایت، شاعر بر اهمیت فضل و لطف الهی و نداهایی که از سوی خداوند می‌آید، تأکید می‌کند.