شمارهٔ ۶ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
بس بمساجد شدیم بهر تولا
مسجد اقصی کجاست؟ مسجداقصا؟
مسجد اقصای ماست بلده طیب
مسجد اقصی کجاهاست؟ «دنی فتدنا»
مسجد اقصی ظهور قدس تجلی
مسجد اقصی ظهور مولی و مولا
مسجد اقصای ماست کنه معانی
مسجد اقصای ماست خاطر دانا
ای دل، اگر طالبی و رهرو راهی
عشق طلب کن، مگو حدیث تمنا
دم مزن از کفر و دین، که هر دو حجابست
خرقه بسوزان، مگو حدیث مصلا
گر تو کلیمی کجاست قدرت موسی؟
ور تو مسیحی کجاست صفوت احیا؟
هست جهان بحر، لیک بحر بما شد
خود نبود بحر جز بواسطه ما
قاسمی،آن یار ظاهرست چو خورشید
دیده بینا کراست؟ دیده بینا؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف اهمیت و جایگاه مسجد الاقصی و معانی معنوی آن میپردازد. شاعر به تمایز بین دوگانگیهای مذهبی اشاره میکند و میگوید که عشق و جستجوی حقیقت باید در اولویت باشد. در ادامه، او به این نکته میرسد که هر فردی باید از قید و بندهای دینی و وسواسهای فکری رها شود تا بتواند به درک عمیقتری از معنای واقعی بپردازد. در نهایت، شاعر به نیاز به بینش و درک دقیقتر اشاره دارد و نشان میدهد که حقایق عمیقتری در جهان وجود دارد که تنها با درک صحیح قابل مشاهدهاند.