شمارهٔ ۶۱۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
جان نوروز و جان صد عیدی
عیدی عاشقان بده، عیدی
راحت روح و نور اعیانی
«انتموا سیدی و مستندی »
هر کسی رو بمقصدی دارد
ما و صهبا و جام جمشیدی
من بهر جام سر فرو نارم
خاصه بر جام تلخ نومیدی
باده خوردی، حلال و نوشت باد!
جور بود این که جام دزدیدی
عاشق بی ریای بی تزویر
بهتر از زاهدان تقلیدی
بر سردار عشق «اناالحق » گوی
گر ز مستان جام توحیدی
عاقبت بر فغان و گریه ما
رحم کردی، اگرچه خندیدی
قاسم از کشتگان غمزه تست
«قلب و روحی فداک یا سندی »
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و شادی اشاره دارد و سال نو را نماد تازهسازی میداند. شاعر از بلاهایی که عاشقان بر سر میکشند و جاودانگی عشق سخن میگوید. او از لذتهای زندگی و میگساری میگوید و عشق حقیقی را بر زهد ظاهری برتری میدهد. همچنین اشارهای به درد و رنج عاشقانه دارد و در انتها به فدای خود برای عشق میپردازد. در مجموع، شعر تحسین عشق و زندگی پرشور و آزاد است.