شمارهٔ ۶۱۹ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری
مرا از لمعه روی تو هر لمعه است انواری
اگر مقبول درگاهم، امیرم، خسروم، شاهم
وگر نی در میان جان ببینی عقد زناری
میان زاهدان رفتم، عجب افسرده دل قومی!
میان عاشقان رفتم، عجایب گرم بازاری!
ببازار جهان رفتم، دل و جان را حرج کردم
بحمدالله که پیش آمد مرا ماهی خریداری
یکی با عقل ترسیدن، یکی از عشق ورزیدن
نهاده حکمت و قدرت برای هریکی کاری
هم مستند در دینی، همه کس غافل از مولی
که اندر شهر و در کوچه نمی بینم هشیاری
مگو از صوفیان رسم و عادت پیش اهل دل
زمرد نیست چون مینا به پیش قاسمی، باری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و جلوههای زیبای الهی است. شاعر از تأثیر پرتو روی محبوبش سخن میگوید و اینکه هر نوری از آن عشق ناشی میشود. او به مقبولیت و مقام خود اشاره میکند و اگر این مقام را نداشته باشد، از جانش به عشق ورزیدن ادامه میدهد. شاعر همچنین به تجربیاتش در میان زاهدان و عاشقان اشاره میکند و تفاوت دلهای آنها را بیان میکند. او در باری از عشق و جنون حرف میزند و میگوید که در دنیای امروزی، بسیاری از انسانها از حقیقت و یاد محبوب غافلند. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که عادات و رسوم صوفیان در برابر عشق واقعی و عمیق نمیتواند برتری داشته باشد.