شمارهٔ ۶۲۱ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
روی دل را بسوی جان داری
وین حکایت ز جهان نهان داری
رو، مقلد مباش در ره عشق
که عیان در پی عیان داری
هله! ای روح، از هوا و هوس
که ره شاه با نشان داری
اندرین ره، که شیر مردانند
روبهی گر تو فکر جان داری
دل ز مستان راه بر نکنی
اگر از باده سر گران داری
سخن عقل ظاهری مشنو
اگر از عشق ترجمان داری
قاسمی، شادمان و خرم باش
یاد ما در میان جان داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع جستجوی معنوی و عشق واقعی میپردازد. شاعر به ما توصیه میکند که به دنبال حقیقت و شناخت واقعی باشیم و از تقلید و پیروی کورکورانه در عشق پرهیز کنیم. او از ما میخواهد که به دل و جان خود گوش دهیم و از هوسها و آرزوهای غیرضروری دوری کنیم. در این مسیر باید مدنظر داشته باشیم که عشق واقعی به عقل و فهم عمیقتر نیاز دارد. در پایان، شاعر ما را به یاد آوری و شاد بودن با یاد خود دعوت میکند.