شمارهٔ ۶۳۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زمانی یار شو، گر یار باشی
اگر با ما نباشی با که باشی؟
دلم را از تو دوری نیست ممکن
که جان را خواجه ای و خواجه تاشی
چو مردان با معاد خویش رفتند
تو سر پوشیده در بند معاشی
خبر از وحدت جانان نداری
که هر دم خاطر نومی خراشی
چو جامت میدهد دلدار می نوش
که کفرست اندرین حالت تحاشی
چو مردان سر خود پوشیده می دار
مگو از قصه «لا حق و لا شی »
بهر حالت که هستی، قاسمی، شکر
که تا در راه او مشرک نباشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأمل در رابطه با محبت و وصال الهی میپردازد. شاعر از یار میخواهد که اگر عشق و محبت دارد، به او بپیوندد و در کنار او باشد. او به پیروزی و اتصال به معاد اشاره میکند و میگوید که نباید در بند دنیای مادی گرفتار بود. در عوض، باید از وحدت با معشوق آگاه بود و به عشق و نوشیدن میپردازد. شاعر تأکید میکند که باید از دلبستگیهای مادی فاصله گرفت و حقیقت را درک کرد. همچنین، او به شکرگزاری در هر حالتی که هستیم، دعوت میکند و هشدار میدهد که در این مسیر نباید به شرک آلوده شویم.