شمارهٔ ۶۳۶ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
امروز به جد دارم با تو سر دشنامی
ای زشت همه زشتان، ای ننگ همه نامی
مشهوری و مغروری، از راه یقین دوری
جامی بطلب باری، از بهر سرانجامی
از رد و قبول خلق، ای صدر نشین لکلک
چندین چه کنی تک تک؟ خامیّ و عجب خامی!
شرم آیدت از مردم گر زرق تو وا دانند
چون شرم نمیداری از عالم علامی؟
چون عام کالانعامی، در حبسی و در دامی
یک لقمه ندادندت از خوانچه انعامی
اول تو مسلمان شو، از کرده پشیمان شو
وانگه طرف کعبه طوفی کن و احرامی
جان و دل قاسم را با یاد تو پیوندست
هر ساعت و هر وقتی، هر صبحی و هر شامی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به فردی طعنه میزند که خود را بزرگ و مشهور میداند، اما از حقیقت دور است. او از زشتیها و خودخواهیهای این فرد انتقاد میکند و او را به دوری از مردم و حقیقت میخواند. شاعر به او توصیه میکند که ابتدا باید به خود آید و پشیمان شود، و سپس در مسیر درست قرار بگیرد. همچنین شاعر به وصال با قاسم (اشاره به یک شخص خاص) اشاره میکند که زندگیاش به یاد این فرد گره خورده است.